تبليغاتX
دريادل

دوشنبه هفتم شهریور 1390

فاجعه ای که در سومالی در حال رخ دادن است غیرت دینی تک تک مسمانان شیعه را نشانه رفته .قبل از این دیر شود باید کاری کرد .هرچند حالا هم خیلی  به موقع اقدام نکردیم.عده ای  می گویند در کشور خودمان به اندازه کافی گرسنه هست که بشود به آن ها کمک کرد .کسانی که در کشور ما هستند اوضاعشان به وخامت مردم سومالی است؟ اگر هست چرا کسانی که می گویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است به آن ها کمک نمی کنند. فقط به بهانه کمک نکردن به مردم سومالی می گویند در کشور خودمان هم گرسنه هست ،هر چند این حرف اشتباه است و با اصل شیعی جور در نمی آید اما به همان گرسنگان کشور خودمان هم کمک نمی کنند .معلوم می شود که این عده اصلا اهل کمک کردن نیستند . به مردم سومالی به یک بهانه و به مردم خودمان به بهانه ای دیگر!به هر حال حتی اگر پای مسلمان بودن و شیعه بودن هم در میان نباشد پای انسانیت خواهی نخواهی وسط است.پس قبل از این که دیر تر شود دست کم انسان باشیم...

نوشته شده توسط آنامحمد در 5:45 |  لینک ثابت   • 

جمعه سیزدهم خرداد 1390

مرزبندی هاشمی با جریان انحرافی بی تاخیر؛ مزربندی با جریان فتنه هرگز

 درحالی که هاشمی رفسنجانی در برابر فریاد ده‌ها میلیون نفر از مردم که در راهپیمایی‌های 9 دی و 22 بهمن خواستار اعلام مواضع شفاف از وی در قبال فتنه‌گران شده بودند، ترجیح داده بود در طول دو سال گذشته سکوت کرده و به روند سخنان دوپهلوی خود با طعم حمایت از آشوب‌های خیابانی ادامه دهد، روابط عمومی دفتر وی در واکنش به خبر یک سایت که در آن از ارتباط دفتر وی با جریان انحرافی سخن گفته بود، با سرعت عملی قابل توجه، برآشفته و بلافاصله اقدام به موضع گیری صریح در قبال این جریان کرد! 

به گزارش رجانیوز، با وجودی که برخی دلسوزان با توجه به سوابق سیاسی و اقتصادی بسیاری از اعضای اصلی جریان نفوذی و یاران مشایی در دولت همچون طه هاشمی، ملک زاده، موسوی، جهانگیری و پیوند واضح و غیرقابل انکار این جریان با کارگزاران سازندگی و یاران هاشمی رفسنجانی، اقدامات جریان نفوذی در دولت را در راستای منافع سیاسی هاشمی رفسنجانی ارزیابی ‌کرده‌اند، دفتر وی روز گذشته این ارتباط را رد کرد.

 

روابط عمومی مجمع تشخیص بدون اشاره به همراهی نزدیک و تنگاتنگ اقتصادی میان نزدیکان هاشمی و سران جریان انحرافی، اعلام کرده است: «در پی وقوع جریانات اخیر در عرصه سیاسی کشور و معرفی گروهی به عنوان جریان انحرافی که موضع‌گیری مراجع، علما، مسئولان و شخصیت‌های مختلف و حتی رسانه‌ها و برخی حامیان سرسخت سابق دولت را به همراه داشته بعضی افراد و محافل و رسانه‌ها در اقدامی فرافکنانه، با توسل به شیوه‌های کودکانه سعی در تراشیدن شریک جرم برای گروه انحرافی دارند و با استفاده از ادعاهای خود ساخته همچون گروه رمال و جادوگر مرتبط با دولت با دفتر آیت‌الله هاشمی نیز در ارتباط بوده و یا توصیه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به یکی از اعضای مجلس خبرگان برای انتقاد نکردن از رئیس جریان انحرافی، سعی در انحراف افکار عمومی را دارند.»

 

دفتر هاشمی رفسنجانی همچنین در ادعایی جالب و عجیب، علت صدور این اطلاعیه را درخواست‌های مردمی عنوان کرده است! این فرار به جلوی هاشمی رفسنجانی در حالی است که مردم در جریان فتنه 88 بارها به طور صریح و شفاف نظر خود را درباره مواضع و سخنان هاشمی بیان کردند و خواستار اعلام برائت از آشوبگران و اعلام مواضع صریح از سوی وی شدند اما او نه تنها حاضر نشد تا چنین رویکردی اتخاذ کند، بلکه حتی پس از حوادث 25 بهمن نیز در سخنان خود به حمایت تلویحی از جریان ضدانقلاب داخلی پرداخت. این درخواست مردم از هاشمی تا جایی پیش رفت که حتی حضورش در راهپیمایی 22 بهمن 88 هم با واکنش تند و شعارهای مردم همراه شد.

 

از سوی دیگر در بیانیه روابط عمومی مجمع تشخیص هیچ جواب روشن و مشخصی به قرائن قطعی و مسلم ارتباط نزدیکان رفسنجانی به سران جریان انحرافی داده نشده است؛ افرادی که با همراهی و همکاری مستقیم با کارتل‌های بزرگ اقتصادی به دنبال بهره‌مندی از رانت‌های دولتی و غیرقانونی برای پیشبرد مقاصد افتصادی و تجاری خود در زمینه‌های گوناگون مانند بانکداری و غیره هستند.

 

شباهت در اهداف و نزدیکی سیاستگذاران و برنامه‌ریزان جریان انحرافی و اطرافیان هاشمی رفسنجانی به ویژه در ماه‌های اخیر یکی از عواملی است که سبب شده تا افکار عمومی و دلسوزان انقلاب نسبت به همراهی این دو جریان برای ضربه زدن به دولت و ایجاد اختلال در عرصه خدمت رسانی به مردم در کشور هشدار بدهند؛ مساله‌ای که در روزهای اخیر از سوی برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم بیان شده و نسبت به آن هشدار داده شده است.

 رجانیوز

نوشته شده توسط آنامحمد در 18:7 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390

پروتکل دانشوران صهیون

 

برنامه سری صهیونیست ها، تحت عنوان پروتکل جلسات عمومی صهیونیست نخستین بار در روسیه تزاری نسخه برداری شد. این سند که به دست نویسنده ای روسی به نام سرگئی نیلوس افتاده بود، در سال های (1901-1940م) چند بار منتشر شد. برای اولین بار  در ایران متن کامل این کتاب، به عنوان ( اسرارسازمان  مخفی یهود ) در سال های قبل از کودتای 28 مرداد چاپ شد.

چون آوردن متن کامل مندرج در پروکتل های 24 گانه در این نوشتار مقدور نیست به گزیده ای از هر کدام از پروتکل ها بسنده کرده و به بیان گزیده آن ها می پردازیم.

در پروتکل 1 چنین آمده است که اگر در رابطه هایمان دست روی حساس ترین عصب اذهان ادمی بگذاریم، خیلی زود به پیروزی خواهیم رسید و این اعصاب حساس ذهن آدمی عبارتند از زراندوزی، مال پرستی، تنوع طبی، و ارصای نیازهای مادی. هر یک از این خواسته ها به تنهایی می تواند آدمی را تسلیم کند.منطق ما زورگویی و متقاعد کردن است. در مسایل سیاسی تنها زور است که پیروزی می شود به ویزه اگر رهبران سیاسی بتوانند ان را مخفیانه اعمال کنند.اگر فرمانروایی نمی خواهد تسلیم شود، باید با خشونت و نیرنگ به متقاعد کردن دیگران که از اساسی ترین اصول حکومت است، متوسل شود.در ادامه همین پروتکل آمده است که مردم غیر یهود از همان آغاز جوانی به وسیله عوامل بی بند و بار و بدون اخلاق بار بیایند.

 

پروکتل 2: مردم تهی مغز ، کوته فکر و کم رای را در انتخابات بر می گزینیم تا هر چه به آن ها امر می کنیم، بدون معطلی انجام دهند.ما بودیم که زمینه ظهور مارکس ، نیچه و داروین را فراهم کرده و به آن ها پر و بال دادیم ا جان گرفته و توانستند نظر ها را به سوی ایده های خود جلب کنند.روزنامه ها و مجلات بهترین وسیله برای نشر افکار ماست. روزنامه نگاری یکی از منابع سرشار و غنی و شایسته استفاده کنند. سرانجام به دست ما افتاده و به وسیله آن ها توانستیم افکار خود را در اذهان مردم بگنجانیم و صد ها ملیون طلاو نقره  بر ثروت خود بیفزاییم.

 

پروتکل 3: این ما هستیم که میان رهبر و توده مردم شکاف عمیق ایجاد کرده ایم و قدرت را از هر دو سلب نموده و انان ر اچون کور از هم جدا ساخته ایم، احزاب گوناگون به وجود می آوریم و آن ها را رو در روی هم قرار می دهیم. فقر اسلحه ماست و با گسترش آن، ملت ها را استعمار می کنیم. ما از کمونیسم حماین می کنیم تا مردم در زیر هدایت این تفکر در بند افکار و عقاید ما باشند. یهودیان در هر جای عالم که باشند باید سالم بمانند و باید سالم ترین ملت ها باشند تا بتوانند بر سایر ملت ها استیلا داشته باشند. این پروتکل در 21 بند اهداف صهیونیسم را بیان می کند.

 

در پروتکل 4 آمده است این ما هستیم که چنین قدرت نامحسوسی داریم تا بتوانیم قدرت ها را واژگون سازیم، اگر چه فراماسونری غیر یهودی کورکورانه در خدمت ما هستند و برای مقاصد ما کار می کنند. اما برنامه های ما همچنان برای آن هاو دیگران نا شناخته و اسرار آمیز باقی خواهد ماند.

بر ما لازم است که هم احترام به آزادی و هم اعتقاد به خدا را در میان غیر یهود از بین ببریم و نیاز های مادی را جایگزین ایم گونه اعتقادات سازیم. اگر اعتقاد به خدا موجب شود که بر مردم حکومت شو د و این صورت به تبلیغ دین می پردازیم و با راهنمایی مردان روحان مردم را به تسلیم وامی داریم. در ادامه آمده است که ما اعتقاد به خدا را متزلزل می کنیم.

 

پروکتل 5 : هدف اساسی مدیران ما این است که قدرت فکر کردن مردم را تضعیف کنند، به شکلی که فرصت مقاومت کردن در برابر ما را نداشته باشند. تمام چرخ های ماشین هر دولتی به کمک موتوری حرکت می کند که این موتور به دست ماست. آن موتور هبارت است از طلا. دانشمندان ما تدابیری اندیشیده اند که سرمایه از ارزش فوق العاده ای برخوردار ابشد. برای آن که گردش عملسرمایه محدود شود باید آن رار در راه ایجاد تجارت و صنعت انحصاری به کار گرفت. آزادی گرد عمل سرمایه در جهت تاُسیس و گسترش صنایع به دست اندرکاران صنعت نوعی قدرت سیاسی می دهد که ان می توان برای استثمار مردم سود جست. پیامبران گفته اند ما قومی هستیم که از طرف خدا برگزیده شده ایم تا فرمانروای مردم سراسر جهان باشیم. خداوند به قوم ما ، هوش و ذکا وت سرشار عطا کرده است، ما کفایت و لیاقت ان را داریم تا مسوُولیت رهبری جهان را به انجام برسانیم.

پروتکل 6 : آنچه ما می خواهیم این است که ما هم حاصل کارگری و بازده زمین هر دو به چنگال صنعت بیفتد و بدین سان تمام پول هلی جهان نزد ما ذخیره شود و دیگران، طبقه کارگر و زحمت کش جامعه را تشکیل هند و بدون قید و شط تسلیم ما بشوند.در بند 6این پروتکل آمده است که ما غیر از صهیونیست ها را استثمار می کنیم و بر آن ها حکومت می کنیم این پروتکل در 8بند اهداف فوق را تبیین می کند.

 

در پروتکل 7 آمده ات که که تقویت پلیس و ارتش برای تحقق نقشه هی ما، کاملاً لازم و ضروری است ما چنین نتیجه گرفتیم که در اروپا و آسیا پیوسته باید فتنه و آشوب به پا کرد.چون دارای دو فایده است. اول این که خودشان یکدیگر را از بین می برند و دوم این که ، ما ب هراحتی می توانیم بر آن ها مسلط شویم. هرگاه عملیات به طور مخفی انجام گیرد پیروزی ما حتمی است. یک سیاستمدار لزومی ندارد که تابع قول و تعهد خویش باشد. برای رسیدن به هدف خویش باید افکار و اندیش های خود را  از طریق نشریات به مردم تزریق کنیم تا مردم به آن ها عادت کنند. موقعی که دلتی خواست با ما به ستیز برخیزد،نشریات را چون عصایی مخالف آن دولت بر سرش می کوبیم و آن دولت را ادب می کنیم.

 

پروتکل 8: قانون شناسان، کارمندان ادارات، معلمان ، دانش آموزان،نویسندگان و سایر فرقه های یهود، قانون رژیم ما را تهیه کرده اند، جون آنان از رشته های مختلف جامعه هستند و ه تمام رموز زندگانی اجتماعی آشنا هستند. آن ها قوانینی وضع می کنند که می تواند رضایت خاطر همه طبقات را فراهم کند.

پروتکل 9 : بنا به تحریک ما ترور و وحشت همه جا را فرا می گیرد. افراد با آرمان ها و عقاید مختلف مانند سلطنت طلب ها، عوام فریب، سوسیالیت و آرامانگرا به خدمت ما در خواهد آمد و  بنا به اغوای ما می کوشند تا هر نوع نظم و آرامشی را بر هم بزنند و همه جا را به آشوب بکشانند. وجود چنین طغیان هایی دولت ها را دچار دگرگونی می سازد. و مردم حاضر می شوند برای برقراری صلح و آرامش هر چیز را فدا کنند.

تا زمانی که به قدرت جهانی ما اعتراف نکنند و تسلیم ما نشوند، صلح را به سرزمینشان باز نخواهیم گرداند.

پروتکل 10 : حاوی این موضوع است که ما تنها یک پادشاه می خواهیم که همه مردم روی زمین را متحد سازد و نا بسامانی ها ، مرزها ، ملیت ها و مذاهب را ریشه کن سازد.پادشاهی می خواهیم که بتواند صلح و آرامش را که رهبران فعلی نمی توانند به ما بدهند، برای ما فراهم آورند. برای آنکه آرزوی استقرار حکومت مطلق قوم خود را در دل همه مردم جهان ایجاد کنیم، لازم است رابطه مردم را با دولت هایشان را تیره کنیم به طوری که مردم بر اثر اختلاف عقیده ، گرسنگی، بیماری و کشمکش به تنگ آمده و جز به رهایی از دست دولت هایشان و پناه ردن به حکومت نجات بخش ما به چیز دیگری نیایشند. این پروتکل از طولانی ترین پروتکل هاست که د 20 بند اهداف دانشوران یهود را بیان می کند. در پروتکل 11 به برگزیدگی قوم یهود اشاره شده است و پراکندگی خویش را در سراسر جهان از عنایات خاص خداوند در حق قوم برگزیده اش (یهود) می داند. در این پروکتل آمده چنین آمده است: پراکندگی در چشم همگان نوعی ضعف به شمار می رود در حالی که این خود برای ما نوعی قدرت بزرگ است. زیرا ما اکنون در آستانه فرمانروایی به سراسر جهان قرار گرفته ایم. در این پروکتل به نکته بسیار عجیبی اشاره شده است: در بند 4 این پروتکل به خوی درندگی و وحشیانه ای اشاره شده است که قادر است هه را از بین ببرد؛ چنانکه آمده است ما گرگ هستیم.

پروتکل 12:هیچ نشریه ای حق مخالفت با ما را ندارد، زیرا با برچسب و اتهام آن را مجبور به عذر خواهی کرده وگرنه توقیف خواهیم کرد. هیچ خبری در دنیا قبل از آنکه ما آن را بشنویم یا بخوانیم به اطلاع کسی نخواهد رسید. سیستم مخابرات و اطلاعاتی دنیا در دست ماست  و اخباری را که به نفع ما باشد به اطلاع مردم می رسانیم و روش سانسور در اخبار زاییده فکر و اعمال ماست. کتاب های مبتذل و جلف و زننده را با سبکی شیوا و فریبنده، با بهایی ارزان در اختیار افراد می گذاریم تا بتوانیم افکار مسموم خود را از این راه به مردم تزریق کنیم. برای دفاع از حقوق یهود، بهترین راه روزنامه درجه یک هر کشوری است. سپس روزنامه های درجه 2 یا نشریات معاضد. زیرا ما می توانیم مخالفان خود را از طریق آن ها شناسایی کنیم.

پروتکل 13: برای مشغول کردن مردم و غرق آن ها در ناراحتی های زندگی و جنگ اعصاب، سعی کنیم هر روز مشکلات جدیدی از قبیل ترافیک، کمبود گوشت، نان، روغن و سایر مایهتاج ضروری ر ابر ناراحتی آن ها بیفزاییم.

در پروتکل14 آمده است که هنگامی که حکومت شاهنشاهی ما آغاز شد، همه ادیان باید از بین بروند؛ به جز دین ما( یهود) به عنوان قومی برگزیده که با وجود خدا گره خورده و هم اوست که تقدیر کار جهانیان را با سرنوشت ما پیوند داده است. لذا ریشه هر گونه عقیده ای باید از بیخ و بن کنده شود، حتی اگر این به افکار وجود خدا که امروز شاهد شاهد آن هستیم، بیانجامد. این پروتکل در 5 بند آمده است.

در پروتکل 15 دوباره به نقش حکومت جهانی یهود اشاره شده است که در آن فرمانروا مقش پدر و سر پرست مردم را ایفا می کند. در این حکومت پادشاهی آمده است که مردم این فکر ر القا می کنیم که اگر ملت بخواهد در صلح و آرامش بسر ببرد، باید فرمانروا را حامی و سر پرست خود بداند و لب به ستایش اغراق آمیز وی بگشاید. این پروتکل نیز از مفصل ترین پروتکل هاست که در 24 بندبه موضوعاتی مانند راز جوامع ، توقف غیر یهودیان و غیر یهودیان مانند احشام هستند و مطالبه فرمانبرداری از سوی اقوام دیگر پرداخته شده است که سراسر این پروتکل مملو از توهین به اقوام، ملل و مذاهب دیگر است.

پروتکل 16 : ما باید افکار نو و مستقل ر اچون گذشته به انحصار خویش در آوردیم. روش مهار کردن فکر هم اکنون در دست بررسی و مطلالعه است. این کار را به وسیله سیستمی دروس عینی معروف است، انجام می دهیم و هدف آن مبدل کردن غیر یهودیان به آدمهایی است که بی فکر، بی خرد و مطیع که منتظرند دیگران برایشان فکر کنند و عقایدشان را شکل بدهند.

پروتکل17: به طور کلی مطبوعات معاصر ما باید در نوشته ها غیر اخلالقی ترین اصطلاحات و عبارت ها را ب هکار برند تا به هر وسیله مقدور باشد شأن و منزلت و بیب کفایتی غیر یهودیان را تنّزل دهند و این کار فقط از دستافراد با استعداد و هوشمند قوم ما بر می آید.

در ادامه آمده است که یکی از مسایل دیگری که برای سرگرم کردن مردم مفید و موثر است و در نتیجه می تواند آن ها را در تشخیص حقایق و وقایعی که در کشورمان می گذرد باز دارد، تشکیل مسابقات مختلف ورزشی از قبیل فوتبال، والیبال کشتی یا مسابقات المپیک و تبلیغ برای شرکت یا تماشای آن ها از طریق نشریات گوناگون است که می تواند مردم را از تشخیص مسایل سیاسی روز باز دارد. تهیه فیلم های سکس و ب هنمایش در آوردن آن ها و چاپ عکس هنر پیشگان و تهیه پوستر های بزرگ به صورت لخت یا نیمه لخت زنان با مناظر فریبنده و جلب نظر مردم به طرف آن ها، ایجاد رقابت در بین مردم و طرفداران هر یک از گروه های مختلف ورزشی، هنری، سیاسی و ایجاد بحث و جنجال بین مردم برای اشغال فکر آن ها به وسیله این گونه عوامل از دیگر روش ها است.

پروتکل 18: در پرتو کلمات و عباراتی مانند زندانی سیاسی، نبرد در راه آزادی، جهاد برای سعادت ملتو نظیر آن، روح شهامت و تعصبدر مردم دمیده و بدین وسیله مانند فیل مست آنان را به جان دولت و یکدیگر می اندازیم و اکثراً هم در این کار موفق بوده ایم چون مردم از این طریق زود فریب می خورند.

در پروتکل 19 آمده است تا می توانیم با ایجاد مالیات های سنگین و وضع عوارض مختلف تحت عناوین زیاد، پول مردم را به سوی خود جذب می کنیم تا هم بودجه دولت تامین و هم بر ذخایر ما افزوده شود. با از کار انداختن پول ها و راکد گذاشتن آن ها در کشور های غیر یهود، یحران های اقتصادی ایجاد می کنیم. ما زحمت کشیده ایم و خرج ها کرده ایم تا سران دولت های غیر یهودی را وادار کنیم تا خود و یا تجار و شرکت های دولتی یا ملی، آن قدر از ما پول بهره قرض کنند که از پرداخت آن عازجز بمانند.

پروتکل شماره 20: هر گونه وامی به دولت ، نوعی ضعف به بار می آورد. قرض ها چون شمشیر بر روی سر فرمانروایان آویزانند. این گونه فرمانروایان به جای آن که برای پرداخت دیون، مالیات موقت از مردم بگیرند، دست تکدّی خود را به سوی بانکداران ما دراز می کنند. تا زمانی که وام های داخلی رایج بودند، غیر یهودیان فقط پول فقرا را به جیب ثروتمندان می ریختند. اما وقتی که وام های خارجی را مرسوم ساختیم، ثروت  ملت ها به سوی صندوق های پولمان سرازیر شد و آنان شروع به پرداختن باج به ما کرده اند.

پروتکل22:احتیاجی نیست که بیش از این استدلال کنیم که خداوند مقدر کرده است تا بر جهانیان فرمانروا باشیم.احتیاجی نیست که ثابت کنیم تمام بدی هایی که مرتکب شده ایم، همگی وسیله ای برای رسیدن ب ههدف هایمان بوده اند. همانا رفاه واقعی و برقراری نظم است که از آن ها کمک گرفته ایم. ثابت خواهیم کرد ما مدد کارانی هستیم که آرامش را به زمین متلاشی شده بر می گردانیم؛ ب هشرط آن که قوانینی را که وضع کرده ایم دقیقاً رعایت کنند.

پروتکل های 23 و 24 این مجموعه به نقش آخرالزمانی یهود و پادشاهی ایشان بر مردم اشاره می کنند که به دلیل نیاز به بسط و توضیح بیشتر از آوردن عین متن آن خودداری می شود.
نوشته شده توسط آنامحمد در 10:12 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفدهم بهمن 1389

امروز براي شهدا وقت نداريم اي داغ دل لاله ، تو را ونت نداريم با حضرت شيطان سرمان گرم گناه است ما بهر ملاقات خدا وقت نداريم چون فرد مهمي شده نفس دغل ما اندازه يك فبله دعا وقت نداريم در كوفه تن،غيرت ما خانه نشين است بهر سفر كرب و بلا وقت نداريم تقويم گرفتاري ما پر شده از زرد اي سرخ،گل لاله تو را وقت نداريم هر چند كه خوب است شهيدانه بميريم خوب است ولي حيف كه ما وقت نداريم...
نوشته شده توسط آنامحمد در 19:30 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم تیر 1389

موسوی با" تقلب "هم چهر ه سال تایم نشد

در حالی که در آخرین نتیجه نظر سنجی مجله تایم در باره 200 چهره مشهور دنیا در سال 2010،موسوی جایگاه صدونودم- زیر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی – قرار داشت، این مجله در مدت چند ساعت ناگهان او را به عنوان موثرترین چهره دنیا معرفی کرد!

این گاف مشترک تایم و سیا در بالا کشیدن آقای تقلب،آنقدر ناشیانه بود که سایت جرس – ارگان رسمی فتنه سبز و مواجب بگیر سیا-هم نتوانست آن را ماله کشی کند و در این باَره نوشت:"آراء ثبت شده نهایی در آخرین لحظات از آخرین روز این نظر سنجی که از میان مخاطبین این نشریه صورت گرفت،نشان از آن دارد که میر حسین موسوی از جنبش دموکراتیک سبز مردم ایران ، با تعداد آرایی بالغ بر یک میلیون و چهارصد و نودهزار رای ، وبا فاصله 600هزار رای بالاتر از نفر دوم قرار گرفته است."

هر چند تایم و جرس توضیح نداده اند چگونه طی چند لحظه چند صد هزار نفر به نامزد صد و نودم رای داده اند اما ظاهراً اوضاع اسفبار اردوگاه فتنه علت این تقلب بوده است.البته معلوم نیست اول شدن در لیستی مجعول که توسط کارشناسان سیا تهیه می شود و همجنس بازها و خوانندگان مبتذل پای ثابت آن هستند ،چه افتخاری دارد؟!

سایت ضد انقلابی بالاترین ،پیش از این گاف درباره میزان اهمیت این نظرسنجی و رابطه آن با ساده لوحی سبز ها نوشته:"خیلی ها چند هفته گذشته تلاش کردند با رای دادن به سایت تایم، عکس موسوی را روی این مجله بیاورند.دوستان این قدر بر این حرکت های بیهوده که تنها سبب سرگرم شدن به کارهای بی نتیجه می شود، ارزش ندهیم.گیرم همه مجله تایم را تا آخرین برگ پر می کردید.که چی ؟چه چیزی را تغییر می دادید.واقعیت این است که ما فقط انرژی خود را نابود می کنیم و بس.همین ها ما را بر این بدبختی و بیچارگی انداخت و آن وقت ما می خواهیم با امضای سایت آن ها ، توجهشان را جلب کنیم؟ آخر ساده لوحی تا کجا ؟!ما سوراخ دعا را گم کرده ایم! ما داریم روز به روز از اهداف اصلی مان فاصله می گیریم و در یک سردرگمی گیج کننده گیر کرده ایم. دلمان را هم به این خوش کرده ایم که در رسانه هایی مانند بی بی سی و صدای آمریکا از جنبش سبز سخن گفته شده و در اخبار کم و بیش چیزهایی از آن شنیده می شود.بدانیم ،نه مجاهدین و نه کمونیست ها هیچ کدام نمی توانند ما را آزاد کنند."

 

گفتنی است برخی از رسانه های آمریکایی با انتقاد شدید از اقدام مجله تایم به سر دبیر این مجله اعتراض کرده اند که "چرا برای مخالفت با ایران تا آنجا پیش می رود که باعث بی اعتبار کردن رسانه های آمریکایی در افکار عمومی شود."
نوشته شده توسط آنامحمد در 8:32 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هجدهم خرداد 1389

من به خال لبت ای دوست...

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی؟                         توطبیب همه ای از چه تو بیمار شدی؟

تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان                      دار منصور بیدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر                     ای که در قول و عمل شهره بازارشدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی                        وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست                                 امت از گفته دربار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی                               دم عیسی مسیح از تو پیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده زغم

ببریدی زهمه خلق و به حق یار شدی

نوشته شده توسط آنامحمد در 15:25 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نهم خرداد 1389

پیشرفت یا جاهلیت؟!!!

 این روزها به اسم تمدن و پیشرفت بعضی از زنان کشور ما دارند به زمان جاهلیت برمی گردند.جالب اینجاست که اسم این این پسرفت را روشنفکری ,استقلال  و پیشرفت با زمانه می گذارند.در زمان جاهلیت وقتی مردم در جهل و نادانی خود دست و پا می زدند و دخترانشان را زنده به گور می کردند خداوند دین اسلام را به مردم عرضه داشت و آن ها را از این بی فرهنگی و نادانی نجات داد.این روزها دیگر هر کسی می داند که پوشش نشانه تمدن و فرهنگ است و برهنگی نشانه توحش و بی فرهنگی.اما انگار اتفاقات تاریخ دارند تکرار می شوند که بعضی از زنان کشور ما هم دارند به تقلید از زنان کشورهای به اصلاح پیشرفته  کشف حجا ب می کنند و اسم این خاری و حقارت را داشتن آزادی می گذارند.اما به جای اینکه این کارشان پیشرفتی به طرف انسانیت باشد متاسفانه پسرفتی ست به سوی حیوانیت و بازگشتی به زمان جاهلیت.

نوشته شده توسط آنامحمد در 21:25 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ششم اردیبهشت 1389

نفاق ناشی از تکامل انسان است. دلیلش این است که هر چه انسان بدوی تر است نفاقش کمتر است .کودک در کودکی نفاق ندارد و لذا در مجلسی نشسته است به او هر غذایی پیشنهاد می کننددر صورتی که تمایل داشته باشد صرف می کند و حتی اگر رغبت داشته باشد  قبل از تعارف دیگران با گریه کردن  اظهار تمایل می کند. ولی آدم بزرگ در یک مجلس باوجود اینکه تمیل شدید به غذایی دارد وقتی به او تعارف می شود می گوید میل ندارم.

انسان هرچه از نظر عقلی پیش می رود قدرت نفاق بیشتری می یابد.بشر هزار سال پیش یک صدم نفاق بشر امروز را نداشت.

توجه دارید که بسیاری از الفاظی که امروزه رایج است الفاظ منافقانه است؟کشور های استعمار گر هر جا که می روند نمی گفتند ما می خواهیم کشور شما را بچپانیم و منابع زیر زمینی شما را ببریم بلکه می گفتند ما آمده ایم کشور شما را آباد کنیم  و به ظاهر هم همین کار را می کردند مثلاًیکی دوتا جاده هم می کشیدند.ولی هزار ب ابر آنکه برای مردم کار کنند از منابع آن ها می بردند و بدین وسیله مردم آن کشور را بنده خود  می ساختند.
نوشته شده توسط آنامحمد در 16:48 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم فروردین 1389

دل نوشته هایی از دیار عشق...

امروز یکم فروردین نیست .امروز آخرین روز سال 1388 است. و اینجابهترین جایست که آدم موقع تحویل سال می تونه باشه.اینجا شلمچه است.سرزمین خون و شهادت.سرزمین نور و عرفان.اگر اینجا را ببینید هر تصوری که از بهشت ئارید فر اموش خواهید کرد.اینجا خود خود بهشت است. ...

 چیزی به شروع سال جدید نمانده .امروز هم اولین روز فروردین نیست.فقط یکی دوساعت مانده تا تحویل سال.کنار شهدایی که با خاک در این سرزمین آمیخته شده اند.کنار این همه غیرت و مردانگی , کنار مردان خدا که شهادت هنرشان بوده و هست.اینجا جایست که قرار است سال کهنه را تحویل دهیم.چه شور و حالی اینجا هست!که زبان از بازگویش عاجز و قلم از نگاردنش در مانده...

یا شهدا قسم به خون تک تک شما که  به خدا بگویید حال ما را به بهترین حال ها تغییر دهد...آمین.

 

کاش توفیق این را داشته باشیم حالا که مثل شهدا چشم از جلوه های پوچ و بی ارزش دنیا پوشیده ایم و به شلمچه آمده ایم  حالا که چشم از زرق و برق سفره هفت سین و در کنار خانواده بودن شسته ایم توفیق این ار داشته باشیم که مثل شهدا چشم از جلو ه های رنگارنگ دنیا که در باطن هم پوچ و بی ارزش اند بشویم  و همیشه این طور باشد نه فقط این سه روز.به شهدا و خون پاکشان قسم که اینجا از هر بهشتی بهتر است.خدایا حالا که در این بهشت برایما بندگان حقیر و نا لایق جایی باز نموده ای حال ما را به خاط همین شهدا به بهترین حال تغییر بده.حال ما را چون حال شهدای پاک و عزیزمان که خاک پای انها هم نمی شویم تغییر بده و در همان حال استوار وپایدار قرار بده .خدایا شاید عقل ناقص من قدری به بزرگی وتو پی ببرد که به این بنده ناچیزت آنقدر لطف داشته ای که الان اینجا باشم و در واقع این تو بودی که مرا به ایجا کشاندی و نگذاشتی از آمدن پشیمان شوم.و میدانم وقتی از اینجا بروم برای همیشه در حسرت دوباره امدن خواهم بود تا دوباره مرا بیاوری...خدایا ...

 

رو ی یکی از دیوارها نوشته بودند:

پندار ما آن است که شهدا رفته اند و ما مانده ایم.اما حقیقت این است که زمان ما را با خود برده و شهدا مانده اند.

و به راستی که همین طور هم هست...
نوشته شده توسط آنامحمد در 19:8 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388

قسمتی از تفسیرسوره انفال آیه 36 – 38

 

همانا کافران , مخالفان شما پول هایشان را خرج می کنند برای مبارزه با شما و برای اینکه جلوی راه حق را بگیرند.انفاق پول خرخ کردن در راه یک مقصود است.همه انفاق ها در راه خدا نیست برخی در راه باطل است.

ثروت خودشان را انفاق می کنند برای اینکه جلوی حقی را که پیغمبر باز کرده و شما دنبالش می روید بگیرند و این چشمه رار از سر چشمه خشک کنند.بعد تاکید می کند که اینکه می گوییم مربوط به گذشته تنها نیست در آینده هم چنین جریان هایی رخ خواهد داد که کافران برای اینکه مانعی برای راه خدا به وجود آورند پول های خود را خرج خواهند کرد.

آیا از این پول خرج کردن ها نصیبی هم خواهند برد؟فقط داغش در دل اینها باقی می ماند که ای افسوس اینهمه پول خرج کردیم آخرش هم به نتیجه ای نرسیدیم.چون فرق است میان پولی که کافر برای مسدود کردن راه حق خرج می کند و پولی که مومن در راه خدا خرج کی کند.مومن هیچ وقت حسرت نخواهد خورد.

 

(پولی که به فلسطین کمک می شود پولی است که در راه خدا خرج می شود و ملت ایران هیچ وقت حسرت ازدست رفتن آن را نمی خورد.اسلام درخودش را در مقابل بدبختی های همه اجتماع مسئول می داند و شعار نه غزه نه لبنان سر نمی دهد.اسلام مثل دین های دیگر فقط دین اندرزو نصیحت نیست چرا که اسلام دستور تشکیل حکومت می دهد...

و پول زیادی که انگلیس برای از بین بردن نظام اسلامی خرج کرد پولی بود که بر باد رفته است و حسرتش را می خورد و پول هایی که مثلا فائزه هاشمی خرج کرد برای جنبش سبز و این همه تبلیغات با هزینه های کلان و توزیع سه میلیون مانتو سبز و کلی هزینه های دیگر که در راه باطل خرج شد و هم اکنون آنها سخت حسرت می خورند.)
نوشته شده توسط آنامحمد در 20:19 |  لینک ثابت   • 

جمعه چهاردهم اسفند 1388

فاجعه اندلس

تاریخ بشر نشان می دهد که هرگاه قدرتهای حاکم می خواهند جامعه ای را تحت سلطه خود قرار دهند و ان را استثمار کنند تلاش می کنند تا روح جامعه را فاسد کنند و برای این منظور تسهیلات شهوترانی را برای مردم زیاد می کنند و آنها را به شهوترانی ترغیب می کنند.نمونه عبرت انگیز از این شیوه کثیف فاجعه ای بود که در اسپانیای مسلمان – یکی از سر چشمه های رنسانس به حساب می آمد و از پیشرفته ترین تمدن های اروپا محسوب می شد. – برای مسلمانان اتفاق افتاد.مسیحیان برای خارج کردن اسپانیا از چنگ مسلمانان از راه فاسد کردن روحیه و اخلاق جوان های مسلمان وارد عمل شدند. تا آنجا که توانستند وسائل لهو لعب و شهوترانی را به سهوت در اختیار مسلمانان قرار دادند و در این کار تا آنجا پیش رفتند که حتی سرداران و مقامات دولتی را نیز فریفتند و آنان را آلوده ساختند و به این ترتیب توانستند عزم و اراده و نیرو و شجاعت و ایمان و پاکی روح مسلمین را از میان بردارند و آنها را به آدم های زبون و ضعیف و شهوتران و شرابخواره و زنباره مبدل کنند.و پر واضح است که غلبه و پیروزی بر چنین مردمی کار دشواری نیست.مسیحیان به انتقام حکومت ۴۳۰۰ساله مسلمانان آنچنان انتقامی از آنان گرفتند که تاریخ نیز از بازگو کردن آن جنایت شرمسار است.همان مسیحیانی که برحسب تعلیمات مسیح موظفند وقتی سیلی به سمت راست صورتشان می خورد سمت چپ صورتشان را پیش بیاورند در اندلس دریای خون از کشتگان مسلمانان به راه انداختند و روی چنگیز را سفید کردند.البته شکست مسلمانان نتیجه دون همتی و فساد روح خود آنان بود و مکافات عمل نکردن به قرآن و دستورات آن.

در زمان ما نیز استعمار هر کجا که پا می گذارد تکیه روی همان موضوعی می کند که قرآن در مورد آن هشدار داده است]یعنی می کوشد تا دلها را فاسد کند .دل که فاسد شد دیگر نه تنها از عقل کاری نمی آید بلکه خود تبدیل به زنجیر بزرگتری به دست و پای انسان می شود.این است که می بینیم استعمار گران از باز کردن دانشگاه و مدرسه بیم ندارند و حتی خود در تاسیس آن اقدام می کنند  اما او سوی دیگر با تمام قوا می کوشند تا قلب و روح دانشجو و دانش آموز را فاسد و تباه کنند. آنها از این حقیقت به خوبی آگاهند که قلب و روح مریض و بیمار هیچ کاری نمی تواند صورت دهد  و به هر پستی و بهره کشی استعمار تن می دهد.

نوشته شده توسط آنامحمد در 9:4 |  لینک ثابت   • 

شنبه یکم اسفند 1388

از انقلاب چه می خواهیم؟!!!

 

متاسفانه انتظار بعضی ها از انقلاب اسلامی نورانی و ربانی  کبریایی که آمده است زمینه صعود انسان به عالم قدس را فرا هم کند آن است که به ان ها رفاه بدهد.خدا نکند هدف این انقلاب رفاه باشد .فرهنگ سختی پذیری نشانه حیات جامعه است.

اروپا ابتدا کافر شد بعد به دنبال رفاه رفت.همین رفاه امروز اروپا به قیمت لگد مال کردن دینداری است.بابررسی تاریخ به خوبی روشن می شود کسانی تا آخر دیندار مانده اند که ابتدا یک چیز را برای خودشان روشن کرده بودند و ان یک چیز هم این بوده که دین داشتن به سختی اش می ارزد.

امروزه بیش ازآن که فقر باعث از پا در آمدن ملت ها می شود رفاه زدگی است. یعنی ما زندگی مان را چنان به امور رفاهی گره زده ایم که اگر دین و اسلام هم رفاه ما را تامین نکند از آن روی گردان می شویم.چه برسد به انقلاب اسلامی خودمان.اگر عده ای انقلاب را به خاطر سختی هایش دوست ندارند,در انقلاب امام زمان(عج)چه حالی خواهند داشت؟!در روایات آمده است که آن موقع مومنین در خون و عرق دست و پا می زنند...

 

نوشته شده توسط آنامحمد در 19:20 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388

شاید اگر سران فتنه خودشان شخصا هم اشتباه خود را اعلام کنندو بگوییند که هدف اصلی شان براندازی نظام بوده ,باز هم پیروان به اصطلاح فریب خورده آنها دست حما یت آن ها برندارند و راهشا ن را دنبال کنند!

نمی دانم آقای اطاعت که در مناظره با آقای زاکانی این همه دم از عدالت علی(ع) زد در این مدت که نماینده شهرستان داراب بودچه کرد  و چقدر عدالت علی را پیاده نمود!!!و او که اینقدر تاکید داشت که در انتخابات ریاست جمهوری تقلب شده ,یادش رفته که خودش با خریدن رای و خیرات برنج و روغن نماینده مجلس شورای اسلامی شده؟! و کاری که برای این شهرستان نکرده هیچ,در این مناظره کارهای دیگران را هم به اسم خود می کند!!!وقتی چنین آدمی دم از عدالت علی (ع) می زند ما چاره ای جز حیرانی و شاخ در آوردن نداریم.

ما که تا به حال فکر می کردیم پیشگیری بهتر از درمان است,اما انگارایشان این را قبول ندارند و به نظر ایشان اول باید مجوز برای ایجاد بیماری را صادر کرد سپس پزشکان را برای درمان آن مامور نمود.به قول ایشان پس این همه پزشک برای چی حقوق می گیرند؟باید به یک دردی بخورند یانه؟

نکته جالب تر اینکه کسانی را که امام خامنه ای از آنها با عنوان خس و خاشاک نام می برد را می گوید:ملت!البته من هم اگرمثل ایشان راهپیمایی9 دی که انکارش مثل پوشاندن خورشید با همه عظمتش است را ندیده بودم همین را می گفتم...

نوشته شده توسط آنامحمد در 18:17 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم بهمن 1388

برکات قیامتی شدن در دنیا

 

قیامت مقام ظهور رحمت حق است.مثلا انقلاب اسلامی رحمت خداست.بدین معنی که بستر و شرایطی که انسانها بتوانند با رحمت خدا رو به رو شوند خداوند ما  را از نظام تنگ شاهنشاهی رهانید و به این انقلاب معنوی رسانید.اماعده ای که روح خود را با نظام شاهنشاهی با آن همه زشتی و فساد هما هنگ کرده بودند ,با تحقق انقلاب اسلامی وارد شرایط جدید نشدند  و در نتیجه در بستر تحقق انقلاب اسلامی زندگی برایشان خیلی سخت شد.چون اینها در زمانت شاه راه سیر به سوی انقلاب را طی نکرداند.حالا که انقلاب شد و این ها هم خودشان را با آن رو به رو نمی دیدند نمی توانند در فضای انقلاب اسلامی تنفس کنند.به آن ها فشار می آید.نه از این جهت که مشکل اقتصادی دارند,از آن جهت که دیوارهای تنگ گرایش به روح نظام شاهنشاهی برای نفس اماره آن ها فضای مطلوبی بود.لذا فضای معطر انقلاب اسلامی هیچ صفایی به جان این ها نمی رساند.با این که مسلماً آن نظام همراه با ظلم و فساد نمی توانست بماند.دقیقاًعین همین مسئله در آینده برای همه هست و ما همه به قیامت می رویم.یک عده ای در دنیا به سوی قیامت طی مسافت نکرده اند و در قیامت هم دنیایی اند.به طوری که وقتی می آیند قیامت صفات دنیایی دارند.این ها  از نظر تکوینی تا قیامت سیر کرده اند ولی با انتخاب خود و به عنوان زندگی مطلوب جانشان در مسیر قیامت که بوی رحمت خداوند رحمان همه جا را گرفته است این ها درفشار سخت جهنم هستند.این است که حضرت امیر المومنین (ع) در دستور العمل اخلاقی خود در راستای سیر به سوی قیامت فرموده اند:خود را در جهتی سیر بده که خاشع ترین کس نسبت به پروردگارت باشی .یعنی تمام وجودت را آماده پذیرش حکم خدا در زندگیت قرار بده.باید تلاش کنید تا حرکتتان را پشت سر بگذارید و از تنگنای این رذیله آزاد شوید.این راه نه تنها طوری ست که مشقت هم دارد.خیلی عالی است که سیر انسان ,سیر به سوی قیامت باشد.نه از دنیا به دنیا.و درانتها باز همه زندگی اش دنیا با همه محدودیت ها و ظلمت هایش باشد.حضرت علی (ع)می فرماید:کاری کنید که بتوانید راه بیفتید.ماگاهی در راستای سیر الی الله و عبور از حجاب رذایل اخلاقی تکان هم نمی خوریم و بنا نداریم کمی سختی بکشیم تا از دست رذایل اخلاقی خود آزاد شویم.عملا هر چه می رویم ایستاده ایم.به این امید که زاد و تو شه ای فراهم کنیم که ما را به خدا برساند و بتوانیم آن را درست اندازه بزنیم تا به بهترین نحو وارد عالم بی کرانه برزخ و قیامت گردیم.ان شا الله

نوشته شده توسط آنامحمد در 15:33 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دهم دی 1388

بسم رب الشهدا

زين همرهان سست عناصر دلم گرفت               شير خدا و رستم دستانم آرزوست

چگونه بايد گفت اين مصيبت سينه سوز را؟
پس چه شد اين همه دم ازخط امام زدن؟!خط امام شما اين بود؟!اينطوري مي خواستيد به مواضع امام برگرديد؟!!!پس بايد خدا را شكر كنيم كه شما در مكتب قدرت نيستيد
شال سبزتان را برداريد و بيش از اين با آبروي سادات بازي نكنيد.جواب خدا را چه مي خواهيد بدهيد؟جواب مهدي فاطمه (س) را چه مي خواهيد بدهيد؟
حيا از يادتان رفته،  پيروان شيطان آهاي بي دين ها ي از خدا بي خبردهانتان را آب بكشيد و ديگر اسم امام را نياويد.توهين و بي حرمتي به نظام مقدس جمهوري اسلامي بس نبود كه حرمت امام حسين (ع) را هم نگه نداشتيد؟!!!قباحت تا كجا؟؟؟اينهايي كه ديروز به اما م توهين كردند و امروز به امام حسين(ع) خدا به داد فردايشان برسد.

نوشته شده توسط آنامحمد در 11:40 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هجدهم مرداد 1388

هوالحق...

آيا آزادي اين است كه به خاطر مسلمان بودن و داشتن پوشش اسلامي شما را بكشند.آيا در كشور آنها آزادي است؟آنهم آنهايي  كه دم از رعايت حقوق بشر مي زنند !!!!!!!!آيا در كشور ما كسي  را به خاطر مسيحي و يا يههودي بودنش كشته اند؟آيا جلوي آنها را گرفته اند؟آيا در كشور ما كسي را به خاطر بدحجابي اش كشته اند كه در يك كشور به اصلاح مدافع حقوق بشر زني را تنها به جرم مسلمان بودن مي كشند آن هم با هجده ضربه چاقو و آن هم در دادگاه يعني امن ترين مكان كه عدالت  بايد وحود داشته باشد و آن هم جلوي چشم اين همه آدم وپليش به تنها كسي كه مي خواسته از او دفاع كند تيراندازي مي كنند به جاي اينكه به كسي كه چاقو در دست دارد تير اندازي كنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اين است آن آزادي كه شما از آن دم مي زنيد؟اين است امنيتي كه مي خواهيد و به خاطرش تظاهرات مي كنيد؟

 

نوشته شده توسط آنامحمد در 9:57 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هشتم مرداد 1388

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با ريس جمهور

شعارهاي دولت نهم و اهداف تعيين شده آنان كامال با نباني انقلاب و با مباني اعالام شده امام عزيز مامنطبق است ثانيا اين گفتمان در بين مردم به ور محسوسي زنده است و وجود داردوجود اين گفتمان ميان مردم هم عامل عمده و اصلي گرايش آنان به اين ئولت و اين ريس جمهور محترم بود.مردم تشنه عدالت تشنه مبارزه با فساد و تشنه ي تمسك به اصول انقلاب بودند كه وقتي ديدند يك نفر صادقانه اين شعار ها را سر سر دست گرفته و مطرح مي كند حول محور او جمع شدند خود اين نعمت بزرگي است كه اين تفكر به صورت يك گفتمان مسلط در جامعه در آمد و بعد از روي كار آمدن اين دولت بحمدالله تقويت هم شده است.هرچه شما بهتر بيشتر صميمي تر و پاينده تر به اين اصول حركت كنيد و پيش برويد عمق اين ايمان در دل مردم بيشتر مي شود و تغيير آن به وسيله ي دستهاي بيگانه براي آنها دشوار تر خواهد شد.بنابراين فرصت مهمي است مردم به دولت اعتماد دارند دولت خود را جزو مردم و از جنس مردم مي داند و مي شمارد.از لحاظ انعكاس بين المللي كشور از يك عزت كم سابقه يا بي سابقه برخوردار است ابهت نظام اسلامي عظمت يك ملت ايران رسايي و شفاعت اغرض و اهداف جمهوري اسلامي در دنياي اسلام بيش ار همه و حتي در دنياي غير مسلملان امروز عذت و ابهت ما سيار برجسته است. و اين را همه تصديق مي كنند  و از نشانه ها و عكس العمل هاي خارخي اش هم اين را مي فهميم به هر حال فرصتبسيار مهمي است.

 

 

نوشته شده توسط آنامحمد در 11:46 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پنجم خرداد 1388

نوشته شده توسط آنامحمد در 11:7 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388

 

نوشته شده توسط آنامحمد در 11:24 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388

و اگر اهل شهر ها و آبادي ها ايمان مي آوردند و تقوا پيشه مي كردند بركات آسمان ها و زمين را بر آنان مي گشوديم ، ولي [آن ها حق را]تكذيب كردند ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.

اعراف 7:96

نوشته شده توسط آنامحمد در 11:19 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387

سال نو مبارك

دولت با جديت و تلاش خوب، كارِ پرحجم و متكى به محاسبه انجام ميدهد، حالا گيرم كه در فلان مسئله‌ى اقتصادى ممكن است نظرى داشته باشد كه با نظر فلان كارشناس يكسان نباشد؛ خوب نباشد؛ اين، از اهميت و ارزش كار دولت نميكاهد. امروز ما هم داريم مى‌بينيم كه حجم كار متراكمى كه دولت انجام ميدهد، انصافاً درخورِ تحسين و ستايش است؛ كارِ خيلى خوبى است. انتقادهاى غيرمنصفانه نشود.

 

منبع:www.esteghamat.ir

نوشته شده توسط آنامحمد در 22:39 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387

 

حالت فرد با ايمان در كشور هستي مانند فردي است كه در كشوري زندگي مي كند كه

قوانين و تشكيلات و نظامات آن را صحيح و عادلانه مي داند.به حسن نيت گردانندگان كشور نيز ايمان دارد و قطعاً زمينه ترقي و تعالي را براي خودش و همه ي افراد ديگر فراهم مي بيند و معتقد است تنها چيزي كه ممكن است موجب عقب ماندگي او بشود تنبلي و بي تجربگي خود و انسان هاي مانند اوست،كه مانند او مكلف و مسئولند.از نظر چنين شخصي مسئول عقب ماندگي او خودش است نه تشكيلات و نظامات كشور.وهر نقصي وجود دارد،از آنجاست كه او و امثال او وظيفه شان را انجام نداده اند.اين انديشه تبعاً او را به غيرت مي آورد و با خوشبيني و اميدواري به حركت و جنبش وا مي دارد.

اما يك فرد بي ايمان در كشور هستي ،مانند فردي است كه دريك كشور زندگي مي كند كه قوانين و تشكيلات كشور را فاسد مي داند و قبول ندارد.درون چنين فردي،همواره پر از عقده و كينه است و او هرگز به فكر اصلاح خودش نمي افتد بلكه فكر مي كنند در جايي كه زمين و آسمان ناهمواري است،سراسر هستي ظلم و جور و نادرستي است ،درستي ذره اي مانند او چه تاثيري دارد.چنين كسي هرگز ازجهان لذت نمي برد.جهان براي او همواره ماننديك زندان هولناك است.

اينست كه قرآن كريم مي فرمايد:

هركس ازتوجه ويادمن رو برگرداند،زندگي تنگ و پرفشار خواهد داشت.

آري ايمان است كه زندگي را در درون جان ما وسعت مي بخشد و مانع فشار دروني مي شود.

 

نوشته شده توسط آنامحمد در 20:30 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387

یاهو...

امروز صبح توي بانك يه جوون مو سيخ سيخي رو ديدم كه اومده بود وام رهبري بگيره.عجيبه!جوونا فقط بلدند نامه بنويسند  به رهبريا ريس جمهور و بگن پول نداريم كار نداريم بي چاره ايم پول مي خواييم!بعد هم تا تقي به توقي مي خوره دادو هوار را ه مي ندازن كه مملكت ما ما فلانه،فلان مملكت چنانه.مگه مملكتم براي من چي كار كرده؟!انگار خودشون بوقند! شده يه دفعه بگيم ما براي مملكتمون چي كار كرديم؟واقعا چي كار كرديم؟غير از اينه كه سر جامون نشستيم و منتظريم كه رئيس جمهور يه نفري معجزه كنه.از آسمون بارون ببارونه .خشكسالي رو تموم كنه .همه چي ارزون بشه.بعدشم از آسمون پول بباره و همه مون در رفاه آسايش باشيم و خوش بگذرونيم. مفت بخوريم و بخوابيم و تو خيابونا راست راست بگرديم و صفا كنيم و ديگه هيچ كاري هم براي مملكتمون نكينم. جيبامون پر پول باشه، حالا دستمونم هم  جلوي بيگانه دراز شد عيبي نداره! غير از اينه؟اما تا حالا ازش حمايت كرديم؟ نه.بعد توقع داريم برامون معجزه هم بكنه!فقط يه ذره فكر لازمه تا بفهميم انيا همش روياي بچه گانه است.اينو هم بدونيد كه هيچ كس تو خوشي چيزي نشده.سختي هاست كه آدمو مي سازه و به جايي مي رسونه.بهتره آستين همتو بالا بزني و خودت يه كاري بكني نشتن و حرف زدن فايده نداره.

 

نوشته شده توسط آنامحمد در 22:2 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم بهمن 1387

هوالحق

يادمه چند وقت پيش بهم گفته بوديد كه چرا آموزش پرورش كاري نمي كنه مثلا ارزش واقعي زن رو به دختر ها نمي گه كه با لباس هاي زننده نرن تو خيابون.اما به نظر من تقصير اصلي از خود ما مردمه.توي كتاب اخلاق ما كلي مطلب خوب و تاثير گذار بود در واقع همش مطالب روز بود و به در بخور و من خيلي خوشحال بودم كه اين درس رو بچه ها حتما اثر خوبي مي ذاره و كلي تو زندگي شون موثره.اما وقتي از سر جلسه امتحان اخلاق بلند شدم يكي از بچه ها بهم گفت:كثافت فلاني چقدر سوال ها رو سخت داده بود!جالب اين چاست كه تو همين كتاب خونده بوديم كه احترام به استاد چقدر لازمه وكلي چيزاي ديگه در مورد وظايف ما در مورد استاد.و جالب تراينكه سوال ها به طرز فجيهي آسون بودمد و اون آدم داشت تنبلي و درس نخوندن خودش رو مي ذاشت پاي كثافت بودن استاد!

نوشته شده توسط آنامحمد در 11:2 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم بهمن 1387

آدم به زمین آمد

 این حادثه رویا نیست

این فرصت بی تکرار

عشق است معما نیست

 

نوشته شده توسط آنامحمد در 20:15 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387

قسمتی از مقدمه کتاب مطهری و روشنفکران

کتاب مشتمل است بر مباحثی منتخب از آثار استاد مطهری که وجه مشترک آنها این است که همه ی آنها نقد اندیشه های روشنفکران مسلمان پیرامون مسایل اسلامی است وطی آن لغزشهای فکری آنان که غالبا ناشی از کم اطلاعی انها از معارف اسلامی بوده آشکار گردیده است.نقد هایی از استاد شهید بر رد آثار دکتر شریعتی بخش دوم این کتاب می باشد.و در آن ,بخشب از کتاب اسلام شناسی و کتاب از کجا آغاز کنیم مورد نقد قرار گرفته است.نظر به اظهار نظرهایی که مورد مورد نشر این گونه نوشته های استاد شده است این است,در اینجا لازم به توضیح است که :

برخی گفته اند نشر این گونه نوشته ها از استاد مانند آن است که متفکری را با لباس زیر از خانه بیرون بکشند و اگر استاد حضور داشتند,به این نحو منتشر نمی کردند,بنابراین  نشر این گونه نوشته ها مصلحت نیست.در پاسخ  می گوییم بدیهی است که اگر استاد حضور می داشتند این گونه نوشته های ایشان به نحو تکمیل شده ارائه می شد و ای بسا که در برخی موارد لحن آنها نیزملایم تر می شد.زیرا اینها را استاد برای خود نوشته اند.ولی سخن در این است که اکنون که استاد حضور ندارند چه باید کرد؟آیا باید با چاپ نکردن این مطالب مو جب نابودی تدریجی آنها شد؟ و یا باید در این نوشته ها دست برد و آنها را متابق میل خود نمود؟ بدیهی است که هر دو راه باطل ایت. راه صحیح این است که اینها عینا و بدون هر گونه دخل و تصرفی چاپ شود. اظهار نظر درباره ی نشر یا عدم نشر این گونه نوشته ها بستگی زیادی به این دارد که ما برای استاد مطهری چه درجه ای را قائل هستیم,اگر ان رتبه و درجه ای را قائل باشیم  که امام رضوان الله علیه  قائل بود, از نشر این و در اختیار عموم قرار دادن حتی یک اظهار نظر ایشان در حاشیه ی یک کتاب نیز دریغ نم کردیم.اما اگر آن حکیم فرزانه چیزی در حد خود بدانیم و بگوییم  ما هم یادداشتهای زیادی داریم  ولی نیازی به نشر آنها نیشت ,آن گونه اظهار نظر در این باب نیز غیر معقول به نظر نمی رسد.

حقیقت این است که عشق و علاقه به یک چیز انسان را در آن مورد کور و کر می کند.برخی از شیفتگان دکتر شریعتی به این گونه می باشند که اگر فرضا خود آن مرحوم در این دنیا ظاهر شود و اعتراف به اشتباه برداشتهای خود از اسلام نماید باز هم قبول نمی کنند.آنها به چیزی خو کرده اند و نمی تواننداز آن جدا شوند.اگر یادداشتهای استاد مطابق میل آنها بود ایرادی به نشر آن نمی گرفتند و نه تنها آن را به لباس زیر تشبیه نمی کردند ,بلکه زیباترین لباس می دانستند.و دلیل آن این است که در مواردی که یادداشتهای استاد مطابق میل آنها بوده, برای اثبات مدعای خود به آن بدان استناد جسته اند...

نوشته شده توسط آنامحمد در 12:13 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387

خواهی نشوی رسوا همرنگ حقیقت شو!!!

خودمونیما ! تا به حال پیش خودمون فکر کردیم چقدر توجامعه مؤثریم ؟ تا حالا فرصتش پیش نیومده ببینیم کی هستیم و از کجا اومدیم . حالا شایدبهترین فرصته واسه فکر کردن .تا وقت داریم از حال از الان حرف بزنیم .نه از اون آینده ای که هیچ وقت نمیاد.خیلی وقتا نمیدونیم که با یه حرف یا یه لباس چقدر می تونیم رو افراد جامعه اثر بذاریم در حالی که فقط خواستیم خودمونو همرنگ جماعت کنیم و عین بقیه باشیم تا رسوا نشیم.اما چرا به جای اینکه خو دمونو مضحکه خاص و عام کنیم ,به قول شهید رجایی همرنگ حقیقت نشیم!؟درحالی که باهمین طرز لباس پوشیدنمون به قول امروزی ها فکر کردیم خیلی با کلاس شدیم.غافل از اینکه ندونسته چه زندگی هایی رو از هم پاشوندیم!و رو چه آدمایی اثر منفی گذاشتیم اونم رو همین اصل خواهی نشوی رسوا همرنگ جاعت شو.خیلی وقتا خودمونم فهمیدیم اما با یه بابابی خیال ساده ردش کردیم.یامثلا گفتیم :این لباس منه به دیگران چه ربطی داره؟درست مثل اون قضیه ای که می گن تو یه راننده خوب هستی ,پس تصادف چرا ؟!چون تو از خودت مطمئنی .اما از دیگران چی؟از اونا هم می تونی مطمئن باشی؟؟؟باور کن نمی شه بی خیال موند.چون تک تک آدمایی که با نگاه کردن به تو ازت الگو گرفتن حق دارن اون دنیا یقه تو بگیرن و حق دارن حلالت نکنن.در حالی که با یه لباس خوب و اخلاق خوب که وارد جامعه بشی می بینی که چقدر اثرمثبت می ذاری .نگو یه دست صدا نداره که یه نفر هم یه نفره. واقعاً خیلی جالبه وقتی آدمایی رو میبینی  که یا شلوارشون کوتاهه یا موهاشون ژولیده,بهش میگن با کلاس ما واقعاً آخرش نفهمیدیم باکلاس کیه اون که پاهاش لخته اون که موهاشو میریزه تو چشماش یا اون که قهقهه میزنه و تو خیابون مثل جوجه رنگی میاد بیرون . یا اون که موهاشو سیخ سیخ می زنه و می شه جوجه تیغی ؟؟؟حالا می خوای چی کار کنی همرنگ جاعت بمونی ؟یا همرنگ حقیقت بشی؟

 

حداقل واسه یه لحظه هم که شده به خودت بیا و فکر کنی جز کدوم دسته ای؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط آنامحمد در 12:36 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیستم آذر 1387

یا هو...

سید جمال را به عنوا یک فرد در نظر می گیرم.اهداف او مشخص است و خودش مشخص کرده است.شخصی بود ضد استبداد و ضد استعمار در هر سه شکل:استعمار سیاسی, اقتصادی و فرهنگی,که همه ی اینها در کلمات سید جمال مطرح است.مردی بود طرفدار بازگشت به اسلام نخستین.به قرآن و سنت و سیره ی سلف صالح,به قول خودش مبارزه با خرافاتی که به اسلام در طول تاریخ بسته شده است.مردی بود طرفدار یک نهضت فرهنگی در جهان اسلام و طرفدار علم و بالخصوص مردی بود که همبستگی دین و سیاست را تبلیغ کردو این را تا حدودی که برای یک فرد مقدور بود به جامعه اسلامی تفهیم کرد که مسئله جدایی دین از سیاست  نیرنگی است که سیاستبازان عالم ساخته اند .دردین بالخصوص دین اسلان سیاست یکی از عزیزترین اجزاست.وجداگردن سیاست از اسلام به معنی جدا کردن یکی ازعزیزترین اعضای اسلام از پیکر اسلام است و دیگر مسئله اتحاد اسلام به تعبیر خود او. و یکی از اهدافش اتحاد اسلام بود.یعنی می خواست با این تفرقه ها یی که استبداد ها در طول چهارده قرن  و استعمار در طول سه چهار قرن اخیر به وجود آورده است,چه تفرقه هایی به صورت مذهبی و چه تفرقه هایی به صورت ملی  و چه به صورتهای دیگر,مبارزه کند.ومعتقد بود که یک روح واحد به تمام ملت اسلامی حاکم است و نیازمند به بیداریست.

نوشته شده توسط آنامحمد در 13:48 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سوم آذر 1387

دلیل دوم:

به کار بردن این نام تقلید از غرب به معنای الگو گرفتن از غرب است آیا در کلمه"اسلامی"و در متن اسلام حریت و آزادی هست یا نه؟آیا در متن اسلام حاکمیت مردم بر مردم هست یا نه؟آیا در متن اسلام مردم حق در انتخابات شرکت کنند یا نه؟از اصول درست اسلامی بیش از اینها ما چیزی نمی خواهیم وقتی می گوییم جمهوری اسلامی که اسلامی در محتوای خودش همه ی اینها را دارد.اما همین قدر که بگوییم جمهوری دموکراتیک اسلامی معنایش این است که ما چشم به دنیای غرب داریم.رهبر ما می گوید من نمی خواهم ملتم چشم به دنیای غرب داشته باشد.می خواهیم به ملت خود بگوییم این را خودت داری .

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد                    آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

گوهری کز صدف کون و مکان دل خود بیرون بود            طلب از گمشدگان لب دریا می کرد

ما چرا برای آنچه خودمان داریم برویم سراغ دیگران؟یا لااقل چرا ژستش را به این صورت بگیریم؟یعنی ایشان با دوراندیشی و تیز بینی دارند به کار بردن این کلمه را نوعی خیانت به روحیه ی مستقل ملت و خیانت به بازگشتن این ملت رو حیه ی خود تلقی می کردند ما باید کوشش کنیم تا می توانیم این ملت را به خود مومن کنیم ومعتقد کنیم که روی پای خودش بایستد و به من  اسلامی خودش معتقد شود

نوشته شده توسط آنامحمد در 14:59 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سوم آذر 1387

دو دلیل بر رد جمهوری دموکراتیک اسلامی

 

شاید دیدید که در نامگذاری جمهوری اسلامی عده ای از به اصطلاح روشن فکران ما بدون کوچکترین سو نیتی اصرار داشتند که جمهوری دموکراتیک اسلامی باشد.ولی ایشان زیز بار نرفت.چرا؟آیا با دموکراسی مخالف بود؟نه.چند دلیل داشت یکی این که دموکراسی در مفهوم غربی با دموکراسی در مفهوم اسلامی تفاوت دارد.دموکراسی در مفهوم غربی در حدود آزادی های حیوانی خلاصه می شود.دموکراسی غربی همان است که نتیجه اش را در پیشروترین کشور های دموکراسی غرب مثلا انگلستان در ۱۰سال پیش مسئله همجنس بازی را روی چه اصاصی قانونی کرد؟روی اساس همین دموکراسی.گفت:قانون آن است که که ملت بخواهند.مردم ما در عمل نشان دادند که همجنس بازی را می خواهند و دمو کراسی ایجاب می کند که این کار قانونی باشد.ما می گوییم خواسته بشر و این که انسان بخواهد ملاک نیست این همان تز ملانصرالدین است که سوار بر قاطرش بود گفتند کجا می روی ؟گفت:هر جا که میل قاطر باشد.انسان نباید تابع شهوت و میلهای خودش باشد.آنها می گویند ملت ما اینچنین خواسته!به واسطه اعدام چند نفر همجنس باز َکشور های به اصطلاح دموکرات دنیا اعتراض کردند.در ورقه ای که از زبان فرانسه ترجمه کردند دیدم که چند گروه اعتراض کرده بودند که این بر ضد دموکراسی و آزادیست که همجنس بازی در کشوری مانند ایران جرم شناخته شود.آنوقت چند گروه هم علیه ایرا ن اعلامیه داده بودند .در صدر همه گروه همجنس بازان مونت بود.بعد مثلا اتحادیه خلق همجنس بازان و گروه سوسیالیست همجنس بازان و از این قبیل اسم های عجیب غریب.

نوشته شده توسط آنامحمد در 14:48 |  لینک ثابت   •